موارد
مصرف: بوسرلين در درمانكارسينوماي پيشرفته پروستات مصرفميشود. اين دارو
همچنين بعنوان محركتخمكگذاري در روش تلقيح مصنوعيبراي IVF نيز استفاده ميشود.
مكانيسم
اثر: بوسرلين آنالوگ صناعي LHRHاست. اين دارو ابتدا باعث تحريكآزادسازي
LH و FSH
از هيپوفيز قداميميشود كه
اين دو نيز باعث افزايش سريعغلظت تستوسترون ميشوند اما ادامهمصرف آن در
درمان كارسينومايپروستات باعث كاهش ترشح LH و
FSH ومتعاقب باعث كاهش غلظت
تستوسترونميشود.
فارماكوكينتيك:
بوسرلين بصورتمتابوليت از طريق ادرار دفع ميشود نيمهعمر پلاسمايي آن 3-6
دقيقه است و به غيراز هيپوفيز قدامي، شش و كليه در بافتديگري تجمع نمييابد.
هشدارها:
طي ماه اول درمان بيمار بايد ازنظر خطر انسداد حالب و اختلالات نخاعيتحت
مراقبت باشد.
عوارض
جانبي: افزايش درد استخوان،بيحسي دستها و پاها، اشكال در دفع ادرارو احساس
ضعف در پا، ناتواني جنسي،گرگرفتگي، خارش، قرمزي يا تورم درناحيه تزريق،
اسهال، كاهش اشتها، تهوع يااستفراغ، تورم و حساستر شدن سينه وتورم پا از
عوارض جانبي مهم دارو هستند.
نكات
قابل توصيه: طي درمان با دارو غلظتپلاسمايي تستوسترون بيمار بايداندازهگيري
شود.
مقدار
مصرف: در كارسينوماي پروستات0/5 ميليگرم بصورت تزريق زيرجلدي هرهشت ساعت
يكبار به مدت هفت روزمصرف ميشود. مقدار مصرف نگهدارنده0/2 ميليگرم بصورت
تزريق زير جلدييكبار در روز ميباشد.
اشكال
دارويي:
Injection
(As Acetate): 1 mg/ml
Nasal
Spray
موارد
مصرف: بوسولفان در درمان لوسميميلوسيتيك مزمن بكار ميرود و در درمانلوسمي
ميلوسيتيك حاد نيز مصرف شدهاست.
مكانيسم
اثر: بوسولفان در چرخه سلوليبطور غير اختصاصي عمل و باالكيلاسيون و اتصال
به زنجيره DNAباعث مهار فعاليت DNA ميشود.
فارماكوكينتيك:
بوسولفان بطور كامل ازمجراي گوارش جذب ميشود. متابوليسمآن كبدي و سريع
است و پاسخ باليني دارومعمولا 1-2 هفته بعد از شروع درمان آغازميشود. دفع
آن كليوي و آهسته و عمدتبصورت متابوليت است.
هشدارها:
1 ـ اندازهگيري هماتوكريت وهموگلوبين و شمارش لكوسيت قبل ازشروع و در
فواصل درمان بدليل مهارديررس و شديد فعاليت مغز استخوانناشي از بوسولفان،
بايد انجام شود.
2 ـ
بدليل اثرات ديررس دارو، به محضمشاهده اولين علائم كاهش شديد وناگهاني
لكوسيتها (بخصوصگرانولوسيتها)، درمان قطع و يا مقدارمصرف دارو كاهش داده شود
تا از اثراتغيرقابل برگشت كاهش فعاليت مغزاستخوان جلوگيري شود.
3 ـ
دارو ميتواند باعث ديسپلازي سلوليدر بسياري از بافتها مثل ريه، عقدههايلنفي،
پانكراس، تيروئيد، غده فوق كليه، كبد،مغز استخوان، مثانه، پستان و دهانه
رحمشود.
4 ـ
با بروز اولين علامت فيبروز ريويمصرف دارو بايد قطع شود.
5 ـ
مصرف بوسولفان به تنهايي منجر بهمسموميت كبدي نميشود ولي مصرفمداوم آن
با تيوگوانين باعث بروز واريسمري و آسيب عملكرد كبد ميشود. همچنينمقادير
مصرف بالاي دارو باعث بروزتشنج ميشود.
عوارض
جانبي: آنمي، لكوپني يا عفونت،ترومبوسيتوپني، ديسپلازي ريه، فيبروزريه،
هيپراوريسمي يا نفروپاتي ناشي
از
اسيداوريك، استئوماتيت، آمنوره ومهار تخمدان و سياه شدن پوست ازعوارض
جانبي مهم و نسبت شايع داروميباشند.
نكات
قابل توصيه: لكوپني معمولا 10-15روز پس از درمان بروز و تعدادگويچههاي سفيد
در روز 11-30 درمان بهحداقل ميرسد. اين كاهش ممكنست تا يكماه پس از قطع
مصرف دارو هم ادامهداشته باشد، ولي معمولا طي 12-20 هفتهبهبود مييابد.
مقدار
مصرف:
بزرگسالان:
در درمان لوسمي ميلوسيتيكمزمن ابتدا mg/m2/day 1/8 يا
0/06 mg/m2/day تا زماني كه تعدادگويچههاي سفيد كمتر از 15000 عدد
در هر
ميليمتر مكعب برسد، مصرفميشود. محدوده معمول مقدار مصرف
4-8 mg/day است ولي ممكن است از1-12 mg/day تغيير كند. در شمارشماهانه زماني كه تعداد گويچههاي سفيد به50000
عدد در هر ميليمتر مكعب برسد،درمان از سر گرفته ميشود. مقدارمصرف نگهدارنده
mg/day 1-3 ميباشد.مقدار مصرف نگهدارنده فقط در
موارديتوصيه ميشود كه بهبودي بيمار بيشتر از3 ماه دوام نياورد.
كودكان:
در لوسمي ميلوسيتيك مزمن
ابتدا
mg/kg/day 0/06-0/12 يا
mg/m2/day
1/8-4/6 تجويز ميشود.مقدار
مصرف بايد طوري تنظيم شود كهتعداد گويچههاي سفيد تا حدود 20000عدد در هر
ميليمتر مكعب خون كاهش يابدو در همين سطح بماند.
اشكال
دارويي:
Tablet:
2 mg
موارد
مصرف: كربوپلاتين در درمانكارسينوماي تخمدان، ريه، سر و گردن،بيضه و
سمينوما مصرف ميشود.
مكانيسم
اثر: كربوپلاتين احتمالا مانع جداشدن دو رشته DNA از
يكديگر و تداخل باعملكرد آن ميشود. كربوپلاتين در چرخهسلولي بطور غيراختصاصي
عمل ميكند.
فارماكوكينتيك:
نيمه عمر اوليه پلاسمايي(آلفا) 1/1 تا 2 ساعت و نيمه عمر پلاسماييپس از
توزيع مجدد (بتا) 2/6 تا 5/9 ساعتاست. دفع دارو كليوي است.
عوارض
جانبي: كمخوني، كاهش گلبولهايسفيد خون و درد در ناحيه تزريق ازعوارض شايع
دارو هستند.
نكات
قابل توصيه: 1 ـ توصيه ميشودكربوپلاتين براي بيمارن بستري دربيمارستان و
تحت مراقبت پزشكمتخصص تجويز شود. ضمن تسهيلاتلازم براي
درمان واكنش آنافيلاكتيكاحتمالي بايد در دسترس باشد.
2 ـ
مقدار مصرف نگهدارنده بايد براي هربيمار بصورت انفرادي و با توجه بهپاسخهاي
باليني و تغييرات هماتولوژيكبيمار و ظهور يا شدت سميت دارو تعيينشود.
3 ـ
توصيه ميشود انفوزيون وريديكربوپلاتين طي 15-60 دقيقه انجام شود.ضمن
كربوپلاتين از طريق انفوزيونمداوم وريدي طي 24 ساعت قابل تجويزاست.
4 ـ
تقسيم مقدار مصرف تام روزانه به 5قسمت ممكن است شدت تهوع و استفراغ
راكاهش دهد.
مقدار
مصرف: مقدار مصرف اوليه دركارسينوماي تخمدان mg/m2 250 است.مقدار مصرف با توجه به كليرانسكرآتينين تنظيم ميگردد. مقدار
مصرفنگهدارنده بر مبناي تعداد پلاكت وگلبولهاي سفيد خون بيمار تنظيم
ميگردد.
اشكال
دارويي:
Injection:
10 mg/ml
موارد
مصرف: كارموستين در درمانتومورهاي اوليه مغز، لنفومهاي هوچكينيو
غيرهوچكيني و ميلوم مولتيپل مصرفميشود و ممكن است در درمانكارسينوماي كبد
و گوارش و ملانومايبدخيم نيز مؤثر باشد.
مكانيسم
اثر: كارموستين يك عامل آلكيلهكننده است كه ميتواند DNA و
RNA راآلكيله كند.
فارماكوكينتيك:
كارموستين از سد خوني ـمغزي ميگذرد. متابوليسم آن كبدي استو بطور عمده از
كليه دفع ميشود.
هشدارها:
1 ـ كارموستين در صورتوجود ضعف مغز استخوان، عيب كارريههاو عيب كار كليه،
بايد با احتياطفراوان تجويز شود.
2 ـ
احتمال بروز مقاومت متقاطع
بين
لوموستين و كارموستين وجود
دارد.
عوارض
جانبي: كاهش گلبولهاي سفيد خونيا عفونت، التهاب وريد، پنوموني يا
فيبروزريوي و كاهش پلاكتهاي خون، از عوارضشايع كارموستين هستند.
نكات
قابل توصيه: 1 ـ بهمنظور جلوگيري ازضعف مغزاستخوان ناشي از كارموستين،دورههاي
درماني با آن حداقل بايد ششهفته فاصله داشته باشد.
2 ـ
مقدار مصرف دارو بايد طي 1-2 ساعتانفوزيون گردد تا مانع بروز التهاب درمحل
تزريق گردد.
3 ـ
كارموستين را ميتوان بصورت تزريقداخل شريان كبدي نيز مصرف كرد.
مقدار
مصرف: براي درمان تومورهايمغزي، كارسينوم دستگاه گوارش،
لنفوم
هوچكيني يا غير هوچكيني، ميلوممولتيپل يا ملانوماي بدخيم مقدار150-200mg/m2 به صورت مقدار واحدهر 6-8 هفته يا mg/m 2 75-100 طي دوروز متوالي هر 6 هفته يا mg/m 2 40 طي 5روز متوالي هر
6 هفته تزريق وريديميشود. مقدار مصرف دارو بايد بر مبنايتعداد گلبولهاي
سفيد خون يا پلاكتهاتنظيم گردد.
اشكال
دارويي:
Injection:
100 mg